موسیقی اصیل ایرانی

درود

متاسفانه امشب ساعت۹:۱۳ دقیقه استاد همایون خرم دار فانی را وداع گفتند.

این فاجعه هنری را به تمامی اهالی هنر تسلیت عرض مینمایم

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 2:30 | لینک  | 

با عرض سلام و درود خدمت تمامی سروران عزیز و محترم .متاسفانه نمیدونم این چه تقدیری هست که امسال بعد از استاد حسن کسایی بزرگواری دیگری را از دست داده ایم .استاد اکبر جغه(لقا) دار فانی را وداع گفت.این مصیبت وارد شده را به تمامی جامعه هنر تسلیت عرض میکنم.

در حدود ۲سال در کنار این استاد بزرگوار بودم انشاالله در زمانی قسمتی از خاطراتشان را بازگو میکنم

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 22:35 | لینک  | 

با سلام خدمت تمامی دوستان و سروران گرامی مدتی است که در سوگ استاد کسایی نشسته ایم و هنوز خاطره ی رفتنش را در اذهان خود داریم و طاقت داغ دیگری را نداریم .بسیار سخت هست نوشتن در این شرایط ولی فقط از شما بزرگواران خواهش مندم که برای استاد جلیل شهناز دعا بفرمایید .امروز در تماس تلفنی که با خانواده ایشان داشتم از وخیم بودن حال استاد گفتند و خواستار دعا برای این استاد گرانقدر را خواستار بودند.انشاالله از دیداری که به منزلشان در همین چند روز خواهم رفت گزارشی تهیه میکنم برای شما عزیزان

بزودی وبلاگ به روز میشود .

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 12:20 | لینک  | 

با سلام و درود خدمت تمامی هنردوستان عزیز

متاسفانه ساعاتی قبل استاد بزرگ و یگانه تکنواز نی استاد سید حسن کسایی بدرود حیات گفتند .

این فاجعه عظیم هنری را به تمامی هنردوستان و مردم شریف ایران بخصوص تمام همشهریان عزیزم(اصفهان)تسلیت عرض میکنم.

از تمامی ملت شریف ایران تقاضا دارم که برای سلامتی شهنواز تار ایران استاد جلیل شهناز دعا بفرماید

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیکر استاد سید حسن کسایی صبح امروز ساعت ۴:۳۰ در قبرستان تاریخی تخت فولاد در کنار استاد جلال تاج اصفهانی به خاک سپرده شد.در تشیع پیکر استاد فقط ۷ نفر شرکت داشته اند و هیچ چیزی معلوم نیست که چرا این کار انجام شده و استاد را در بی خبری به خاک سپرده اند.

باز هم این فاجعه فرهنگی را به تمامی هنردوستان تسلیت عرض میکنم 

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 20:14 | لینک  | 

استاد جلیل شهناز از بیمارستان مرخص گردید و به منزل منتقل شد .به گفته ی دختر ایشان :حال استاد شهناز رو به بهبودی هست .

برای سلامتی ایشان و استاد حسن کسایی از تمامی هنردوستان تقاضای دعا دارم.

 

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 13:49 | لینک  | 

«جلیل شهناز» پیشکسوت عرصه موسیقی در بخش مراقبت‌‌های ویژه بیمارستان آراد تهران بستری شد.  «جلیل شهناز» چهره ماندگار و نوازنده بی‌بدیل تار و سه‌تار تحت مراقبت‌های ویژه قرار گرفت. «جلیل شهناز» که 91 سال سن دارد و زاده اصفهان است، 22 روز است که به دلیل مشکل تنفسی در بیمارستان آراد تهران بستری است و در حال حاضر تحت مراقبت‌های ویژه در بخش آی‌سی‌یو قرار دارد. شهناز در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد.هم‌چنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد.

در تماس تلفنی که با دختر استاد شهناز داشتم از صحت این خبر مطلع شدم

از شما ملت هنر دوست و گرامی ایران خواهشمند هستم که به دیدار استاد در بیمارستان نروید چون در بخش مراقبت های ویژه هستن و ملاقات ممنوع است و فقط برای سلامتی ایشان دعا بفرمایید.

تمامی اخبار حال استاد شهناز و استاد کسایی را از این وبلاگ دنبال کنید

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 17:30 | لینک  | 

تولد: سوم مهرماه 1307 خورشیدی در اصفهان.
1313 شروع به خواندن آواز و تعلیم نزد تاج اصفهانی.
1314  بهره گیری از استادان طراز اول موسیقی نظیر ادیب خوانساری، علی اکبرخان نوروزی، غلامرضا خان سارنج، سید حسین طاهر زاده و ... .
1315 شروع تحصیل در مدرسه پهلویه، در سال های بعد مدرسه منیژه، شاه عباسی، علمیه، حکیم نظامی و دبیرستان ادب
1317 اولین ملاقات با ابوالحسن صبا و حسین تهرانی در تهران و خواندن آواز (ابو عطا)همراه ویلن استاد.
1319 علاقه به صدای نی و دمیدن در آن.
1321 بهره گیری از مهدی نوایی در مدتی کوتاه.
1322 اجرای اولین برنامه در رادیو ایران ، قطعاتی در دستگاه سه گاه و چهارمضراب زنگ شتر صبا.
1324 اجرای دومین برنامه در رادیو ایران، در برنامه سولیست های خارج ازکشور، روز دو شنبه و به جای ویلن ابوالحسن صبا.
1325خرید دستگاه ریل گراند به منظور ضبط تک نوازی در منزل و ارسال آثار به رادیو تهران برای پخش هفتگی.
1331 اجرای کنسرت در شهرهای آبادان و خرمشهر به نفع بی بضاعت های ژاندارمری، همراه تاج اصفهانی و شهناز.
1333 شروع نوازندگی سه تار و بهره گیری از محضر ابوالحسن صبا. 
1334اقامت در تهران و شروع همکاری با برنامه های موسیقی رادیو ایران وضبط آثار ماندگار به همراه خوانندگان و نوازندگان ممتاز، همچنین ضبط انبوه برنامه های خصوصی.
1335 اجرای کنسرت در وزارت امورخارجه به همراه محجوبی، تهرانی، تجویدی، بنان، باشوکی  و... .
1340 همکاری با ارتش اصفهان، روزهای چهارشنبه به اتفاق تاج اصفهانی وجلیل شهناز.
1342 اجرای کنسرت به همراه جلیل شهناز،حسین تهرانی و حسین قوامی با حضور یهودی منوهین در تهران.
 1344 ازدواج با خانم رضوان مجلسی پور.
1346 اجرای برنامه های متعدد در جشن هنر شیراز درحافظیه  تا سال 1356 وملاقات با نوازندگان بزرگ جهان  از جمله: راوی شانکار، شاران رانی، بسم الله خان، تران وانکه و... .
شروع همکاری با رادیو اصفهان به صورت اجرای تک نوازی،هم نوازی وآهنگ سازی.
ریاست شورای موسیقی رادیو، سرپرستی ارکستر رادیو اصفهان تا سال1355.
1350فعالیت و تدریس در مرکز فرهنگی رادیو اصفهان تا سال 1357.
1351 تدریس در دانشگاه فارابی اصفهان تا سال 1357.
1353 اجرا و ارائۀ دورۀ ردیف موسیقی ایرانی تحت عنوان "آشنایی با موسیقی اصیل ایرانی" با سه تار و آواز.
1354 ضبط یک صفحه دورو در مایه های شور و ماهور به همراه تنبک جهانگیربهشتی توسط کمپانی C.B.Sفرانسه و انتشار در تمام نقاط جهان.
1355 برگزاری مراسم تجلیل در سالن شیر وخورشید اصفهان و اجرای قطعاتی به همراه تاج اصفهانی.
1358 اجرای آخرین برنامه رسمی در رادیو ایران.
1360 برکناری از صدا وسیما و قطع کلیۀ حقوق و مزایا.
1364 نایی در بند.
1369 سفر به کشورهای آلمان ،انگلستان و فرانسه و شرکت در چند برنامۀ رادیویی.
1370 شرکت در جشنواره نی نوازی تهران.
1375 سفر به کانادا و آمریکا به منظور مداوا.
1376 گرامیداشت توسط دوستداران موسیقی اصیل ایرانی در واشنگتن.
1378 دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر به عنوان نفر اول در جامعۀ موسیقی کشور، گرامیداشت توسط انجمن همیاری ایرانیان مقیم نیویورک  در اصفهان.
1379 برگزاری جشن هفتاد ودومین سالگرد تولد توسط خانواده و دوستداران واقعی هنر موسیقی در شهر اصفهان.
انتشار آلبوم های:
 
 از کران زنده رود پاییز 1382
 یاران زنده رود بهار 1383
 پس از سکوت پاییز 1383
 به اصفهان رو  زمستان 1383
 گفتگوی نی و عود تابستان 1385
 دختر گلفروش زمستان 1386
 گفتگوی نی و تار بهار 1387
 قصه های عشق مجنون تابستان 1387
 افسانه ساز نی زمستان 1387
 ردیف موسیقی ایران بهار 1388
 ردیف موسیقی ایران زمستان 1389                                                                               
با سپاس بسیار از خانواده استاد به ویژه سیدجواد کسایی.

در این قسمت هم بیوگرافی کلی از این استاد فرزانه نوشته خواهد شد.

و به گفته خود در تاریخ 3 مهر ماه 1307 در خانواده‌ای تاجرپیشه به دنیا آمد. پدرش، «حاج سید جواد کسائی» از تاجران به نام آن زمان اصفهان بود که به دلیل علاقه و انسی که با موسیقی داشت، با اساتید و بزرگان آن زمان مانند سید حسین طاهرزاده، جلال تاج اصفهانی، اکبر خان نوروزی، خاندان شهناز (شعبان خان، حسین آقا، علی آقا و جلیل شهناز)، غلامرضا خان سارنج و اسماعیل ادیب خوانساری رفت و آمد می‌نمود. به طوری که منزل آقا سید جواد، محفلی بود برای تجدید دیدار و نیز ساز و آواز اساتید به نام موسیقی اصفهان. این آمد و شدها موجب شد حسن کسائی از کودکی با موسیقی آشنا شود و به مرور زمان، علاقه زیادی خصوصاً به ساز نی پیدا کرد (بعد از دیدن یک نوازنده دوره‌گرد) و بر آن شد تا پدر، وی را نزد مهدی نوایی ببرد. وی مدتی آواز و گوشه های موسیقی ایران را نزد استاد تاج اصفهانی و ادیب خوانساری آموخته و نِی را از مهدی نوایی فرا گرفت. وی هر زمان که به تهران می‌رفت از محضر استاد ابوالحسن خان صبا استفاده می‌نمود.

پس از فوت مهدی نوایی، کسایی همچنان از همنشینی با نوازندگان اصفهانی در جهت تسلط بر نوازندگی نِی استفاده کرد. مخصوصاً از همنوازی با جلیل شهناز که به نوعی حق استادی بر گردن او دارد، بهره برد. همنوازی با سازهای پرده‌داری مثل تار و سه‌تار او را بیش از پیش با گام‌های مختلف موسیقی ایرانی آشنا کرد، به صورتی که برای اولین بار دستگاه‌های چهارگاه، اصفهان، نوا و راست پنجگاه را با کوک دقیق و به صورت کامل اجرا کرد. کسایی همچنین از محضر ابوالحسن صبا بهره‌های فراوان برد که می‌توان گفت هنر نوازندگی سه‌تار کسائی، یادگار انس با این هنرمند یگانه‌است. سه‌تار نوازی کسائی تلفیقی زیبا از ترکیب نوازندگی تار جلیل شهناز و سه‌تار ابوالحسن صبا است.

کسائی، در سن ۲۰ سالگی نخستین اجرای تکنوازی نی خود را در دستگاه همایون در تئاتر اصفهان به صحنه برد و یک سال بعد قطعه معروف سلام را در دستگاه چهارگاه ساخت که از معروف‌ترین قطعات موسیقی ایرانی به شمار می‌رود.این قطعه بعدها توسط حسین علیزاده در آلبوم صبحگاهی با سازبندی و ارکستراسیونی حجیم بازسازی شد.

کسائی، در سال ۱۳۲۹ برای اولین بار نی را به ارکستر برد و با ارکستر رادیو ارتش اصفهان همکاری خود را شروع کرد. در سال‌های بعد با ارکسترهای متعدد رادیو به سرپرستی هنرمندانی چون ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، حبیب‌الله بدیعی، محمد میرنقیبی، همایون خرم و دیگران به فعالیت خود در این زمینه ادامه داد. در سال ۱۳۳۵ به دعوت داوود پیرنیا به برنامه گل‌ها راه یافت و تا سال ۱۳۵۷ که در گلچین هفته شرکت نمود، با این سلسله برنامه، همکاری داشت.

از سال ۱۳۴۶، فضای کاری کسائی ابعادی جهانی هم پیدا می‌کند و یک صفحهٔ دورو در مایه‌های شور و ماهور از نوازندگی نی او به همراه تنبک جهانگیر بهشتی توسط کمپانی C.B.S فرانسه ضبط شده و در سال ۱۳۵۴ در نقاط مختلف جهان پخش شد. همچنین، کسائی تا سال ۱۳۵۶، برنامه‌های متعددی در جشن هنر شیراز برگزار کرد و با نوازندگان بزرگ جهان از جمله راوی شانکار، شاران رانی و بسم ا... خان، دیدار کرد

بعد از انقلاب، به دلیل فضای نه چندان مناسبی که برای موسیقی ایجاد شد، وی آخرین برنامه رسمی خود را در رادیو ایران با همکاری جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و جهانگیر ملک اجرا کرد. در این سال و تا قبل از سال ۱۳۶۱، آرشیو موسیقی رادیو اصفهان از بین رفت و کسایی هم از صدا و سیما برکنار و حقوقش قطع شد

کسائی در دههٔ ۱۳۶۰، به کشورهای آلمان، انگلستان، فرانسه و هلند سفر کرد و در چند برنامه رادیویی، به اجرای برنامه پرداخت. در سال ۱۳۶۹، تندیس وی در گالری مفاخر هنری جهان در لندن نصب شد.

پس از آنکه کسائی در سال ۱۳۷۰، در جشنواره نی‌نوازان در تالار اندیشه شرکت کرد، فعالیت او دوباره رونق گرفت و در سال ۱۳۷۴، صدا و سیما مستمری وی را برقرار کرد. کسائی درسال ۱۳۷۸ موفق به دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر شد. همچنین در سال ۱۳۸۱، به عنوان چهرهٔ ماندگار موسیقی انتخاب و تقدیر شد.

کسایی در سال ۱۳۷۵ به آمریکا و کانادا سفر کرده و در محافل شعر و موسیقی شرکت کرد. در سال ۱۳۷۶ هم با تلاش محمدرضا لطفی، انجمن دوستداران موسیقی ایرانی واشنگتن، مجلس گرامیداشتی برای کسائی بر پا داشت. در سال ۱۳۸۱ محمد جوادکسایی (فرزند حسن کسائی) کتاب «از موسیقی تا سکوت» را که حاصل نیم قرن تلاش موسیقایی حسن کسائی است، با مقدمه بیژن ترقی به بازار کتاب عرضه کرد

حسن کسائی در اصفهان سال‌ها مکتب‌دار موسیقی اصفهان در رشته‌های نی، سه‌تار و آواز بوده‌است. اگرچه بیشتر آثار حسن کسایی بداهه‌نوازی است تا موسیقی پیش ساخته، ولی امروز بخش زیادی از ضربی‌ها و حتی آوازی‌های نوازندگان نی، بهره گرفته از نوازندگی‌های اوست. کسائی امروز در نواختن نِی ایرانی همانند ندارد و در اوقات فراغت به تکمیل سه‌تار می‌پردازد. وی در زندگی هیچ دلبستگی‌ای به جز موسیقی ندارد. وی اکنون در شهر زادگاه خود، اصفهان در کوی عباس آباد زندگی می‌کند. دیده شده که او حتی با لوله کردن کاغذی ساده و سوراخ کردن آن اقدام به نواختن نی می‌کند که این در یکی از نوارهای صوتی آموزشی وی نیز بیان گردیده‌است.

نِی از جمله سازهایی است که در تاریخ موسیقی ایران جایگاه پرفراز و فرودی از دربار پادشاهان ساسانی تا همدم بودن با شبانان داشته؛ ولی هیچ‌گاه نتوانست قابلیت اصلی خود را نشان دهد که بتواند مانند سازهایی از قبیل عود، تار، سنتور و انواع مختلف سازهای آرشه‌ای و مضرابی جایگاه نسبتاً ثابتی در بین موسیقی‌دانان و مردم پیدا کند.

احتمالاً سادگی ساخت (که خود موجب پیدایش الگوهای غیراستاندارد و در نهایت باعث محدود شدن سطح تکنیکی نی شده بود) را بتوان عامل اصلی عدم ثبات در جایگاه اصلی نی دانست. توضیح آنکه، برای توسعه و رشد امکانات فنی و تکنیکی یک ساز، لازم است ابتدا ساختار آن، طبق الگویی دقیق و کارشناسی شده، طراحی و ساخته شود تا نواختن آن با حداکثر قابلیت اجرایی، میسر گردد. بر اساس اطلاعاتی که از ضبط اولین صفحه‌های موسیقی ایرانی در دست است، تکنیک نوازندگی سازهایی همچون تار، ویلن و کمانچه به نسبت نی در سطح بالاتری قرار دارد. تنها ضبطی که در گذشته از نی انجام شده تکنوازی و جواب آواز نایب اسدالله اصفهانی است که بنا به روایتی اولین کسی است که نی را به سبک «دندانی» می‌نواخته (هر چند خلاف این موضوع انکار ناپذیر نیست). در هر صورت می‌توان با بررسی این چند صفحه ضبط شده، سطح نوازندگی نی را در آن زمان شناخت.

استاد کسائی به طور مستقیم نتوانست از محضر نایب استفاده کند، ولی در دوره‌ای بسیار کوتاه نزد یکی از شاگردان وی (مهدی نوایی)، تمام اندوخته‌های او را فراگرفت. این موضوع از جهتی دلیل بر استعداد فراوان کسائی و از جهتی دیگر، نشان از محدودیت و سادگی تکنیک نوازندگی نی در آن زمان می‌باشد. از این رو حسن کسایی مانند تهرانی در تنبک، احمد عبادی در سه‌تار، علی‌اصغر بهاری در کمانچه و فرامرز پایور در سنتور به نوعی از ابتدا شروع به ابداع تکنیک و پیاده کردن تمام دستگاه‌ها در ساز نِی نمود.

در گذشته صدای نِی، همراه با ناخالصی زیاد بود؛ یعنی نواختن آن به صورتی بود که تفاوت محسوسی بین صداهای اوج، بم و بم نرم نبود، ولی استاد کسایی توانست با تغییر حالت در زبان، در محل استقرار زبان، حالت لب و فرم سر نی، صدایی بسیار شفاف و بدون ناخالصی از نی تولید کند. همین پیشرفت باعث شد تا نوازندگی نی او، به رادیو راه پیدا کند. تکنوازی‌ها و همکاری با نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان چون جلیل شهناز، علی تجویدی، احمد عبادی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری و... باعث شد تا نی هم‌ردیف سازهای دیگر قرار بگیرد.

بعد از این دوره اغلب ارکسترهای ایرانی شروع به استفاده از این ساز کردند و این احساس نیاز باعث رشد روزافزون نوازندگان نی شد که حتی امروزه به عنوان یک رشته تخصصی در دانشگاه تدریس می‌گردد. می‌توان گفت، تمام نوازندگان امروز نی، با شنیدن صدای نی استاد کسایی به این ساز علاقه‌مند شدند

از کارهای اخیر حسن کسائی، می‌توان به آلبوم دختر گلفروش با تنظیم مهرداد یزدانی و آواز علی جهاندار و گفت و گوی نی و تار که حاصل همنوازی وی با شهرام میرجلالی است اشاره کرد.

شاگردان زیادی از محضر او درس گرفته‌اند که امروز از چهره‌های برجسته موسیقی ایران به شمار می‌آیند، از جمله:

حسین عمومی

حسن ناهید

محمد موسوی

منوچهر غیوری

عباس نوروزی

تقی سعیدی و..........

 

استاد حسن کسایی را میتوان به یکی از بزرگترین ردیف دانان تاریخ شاناسایی کرداز این استاد فرزانه 3ردیف موسیقی در دسترس میباشد که اخرین ان امسال به بازار عرضه شد به نام ردیف نی نوازی ولی در گذشته از ایشان دو ردیف ستار نوازی و اواز نیز منتشر گشته بود . لازم به ذکر است که این استاد بزرگ بجز درس موسیقی در کلاس های خویش درس اخلاق و جوانمردی هم به شاگردین خویش اموزش میدادند که ثمره انها را هم اکنون میبینیم که هریک از شاگردین این استاد  جز بزرگترین اساتید حال حاظر نی نوازی و سه تار نوازی و حتی اواز هستند .استاد کسایی هیچگاه ادعا و منمیت نکرد و همیشه هم نامش در تاریخ موسیقی ما جاویدان خواهد ماند .

ودر اخر از شما دوستان عزیز خواهشمند هستم که برای سلامتی این استاد فرزانه و یگانه ی موسیقی ملی دعا بفرماید .  

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 17:29 | لینک  | 

علی تجویدی در سال 1298 در تهران خیابان ری به دنیا آمد

وی از همان اوان کودکی زیر نظر مستقیم پدرش هادی خان تجویدی که خود هنرمندی بزرگ و از شاگردان ممتاز کمال الملک و اولین استاد مینیاتور در ایران بود، قرار داشت.

چون پدر علاوه بر نقاشی و مینیاتور با موسیقی هم آشنایی داشت و تار را نزد درویش فرا گرفته بود و آن را می‌نواخت، کم کم علی را با این ساز آشنا کرد.

 پس از چندی که وی به مرحله نوجوانی رسید و وارد پیشاهنگی شد، نواختن فلوت و نت موسیقی را نزد ظهیرالدینی آموخت و از 16 سالگی ویلن را ابتدا نزد آقای سپهری آموخت و سپس مدت 2 سال نزد استاد حسین یاحقی به فرا گرفتن ردیف‌های موسیقی ایرانی مشغول شد.

علی تجویدی پس از چندی به کلاس استاد ابوالحسن خان صبا رفت و مدت 8 سال نزد ایشان به آموختن ویلن و سه تار همت گمارد و بنا به توصیه صبا برای تکمیل تکنیک نواختن ویلن و آشنایی با موسیقی غرب، چند سالی را نزد ملیک آبراهیمیان و بابگن تامبرازیان رفت.

تجویدی پس از آن برای تکمیل هنر موسیقی چندین سال به مطالعه در زمینه  هارمونی و ارکستراسیون نزد هوشنگ استوار پرداخت.

از آنجا که موسیقی ایرانی با ادبیات فارسی و فلسفه و عرفان شرق بستگی کامل دارد و رشته تحصیلی او هم در زمینه ادبیات فارسی بود لذا در کنار کار موسیقی ایرانی از مطالعه کتب در این زمینه غفلت نورزید و ضمن آموزش در خدمت استاد ابوالحسن خان صبا، در کنار ایشان به تعلیم شاگردان پرداخت.

وی در کلاس آزاد موسیقی آن زمان در حقیقت سمت استادیار را به عهده داشت، پس از فوت آن شادروان نیز در هنرستان عالی موسیقی ملی، کار تعلیم ویلون شاگردان را به عهده داشت.

علی تجویدی بحق یکی از بزرگترین آهنگسازان معاصر این سرزمین است که شاهکارهای بیشماری در پهنه هنر موسیقی از خود به یادگار بر جای نهاده، ترانه‌های پرآوازه و دلنشین او که در آرشیو برنامه‌های گلها ضبط و نگاهداری شده یکی از میراث های گرانبهای هنر این مرز و بوم است.

علی تجویدی نوازنده برجسته ویلن پس از 5 سال تحمل رنج بستر بیماری، سرانجام اسفند سال 1384 در منزل خود درگذشت.

در اخر هم اثری را از استاد گلپایگانی عزیز تقدیم میدارم

دانلود

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 1:42 | لینک  | 

                                        یکم:زندگی نامه استاد اسدالله ملک

اسد الله ملک در ۱۴ مرداد سال ۱۳۲۰در محله «دروازه دولت» تهران و در یک خانواده لشت نشایی متولد شد. در ایام کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگردابوالحسن صبا ا بود و بزودی جز شاگردان خاص ایشان محسوب شد. او شاگرد اساتیدی چون روح الله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و... نیز بود و به تکمیل آموخته‌های خویش و تجربه اندوزی مشغول گشت. در همان سالها خالقی، او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره می‌شد پذیرفت و بدین ترتیب در بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی ملک باز شد. بعد از آن سالها اسدالله ملک از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل شد و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا گردید.

آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط می‌شود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه «گریه لیلی» در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر-می-دو-لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا-می) و اجرای آنها با ویولن، اشتهار فراوان یافت. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشودند.

از جمله خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند می‌توان به اکبر گلپایگانی، محمود محمودی خوانساری، ایرج، بهرام حصیری، محمدرضا شجریان، کوروس سرهنگ زاده و... اشاره نمود که ثمره سالها همکاری آنها با استاد ملک آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و... است که سالها مورد اقبال مردم ایران بوده‌است.

در سالهای پس از انقلاب نیز او تلاش خود را برای اعتلای موسیقی متوقف نکرد و حتی بسیاری از هنرمندان "گلها را به همکاری مجدد فرا خواندند که می‌توان به اساتیدی چون فضل‌الله توکل اشاره نمود که به دعوت ایشان پاسخ مثبت دادند. در اواخر عمر او شروع به ضبط آثار ارکستری خود با سازبندی‌های مختلفی (مانند ویلن - عود، ویلن - سنتور - سه تار، ویلن - قانون، ویلن - عود - سنتور و...) کرد که می‌توان به کاستهای «نغمه رویایی»، "سمیرا، نغمه‌ها و.... اشاره نمود که هر کدامشان سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازی می‌باشد. اسدالله ملک در بهمن ۱۳۸۰ درگذشت.

منوهین نوازنده معروف ویلن که از بهترین های تاریخ موسیقی جهان محسوب می شود . در سفرش به ایران به صورت اتفاقی با ساز ملک آشنا و به شدت شیفته مکتب استاد می شود که این آشنایی موجب دعوت های بین المللی از استاد ملک می شود. ملک به همراه گروهی از اساتید در جشنواره هایی در ایتالیا و فرانسه و... شرکت میکند و رتبه اول را در برخی جشنواره ها نصیب خود میکند.

آلبوم‌ها

  • آفتاب
  • سمیرا
  • آبنوس
  • آتش انگیز
  • ترکم نکن
  • غروب کوهستان
  • گریه لیلی
  • آناهیتا
  • باربد
  • آزاده
  • نغمه ها
  • هدیه
  • نغمه رویایی
  • شهرآشوب
  • گلنوش
  • سماع ۱
  • سماع ۲
  • ساز و نوا ۱
  • ساز و نوا ۲
  • ساز و نوا ۳
  • کرشمه
  • غنچه پاییز
  • مرغ شباهنگ
  • جان عشق

دوم :تکنوازان شماره ۱۱۸ هنرمندان اسدالله ملک رضا ورزنده جهانگیر ملک در شور

                                                        دانلود

تکنوازان شماره ۱۱۳ هنرمندان اسدالله ملک  حافظی موسوی نریمان افتتاح در مخالف سه گاه

                                                       دانلود

این هم برگ سبزی بود تحفه درویش.

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 0:30 | لینک  | 

زندگینامه 

مرتضی محجوبی فرزند عباسعلی، معروف به ناظر، سال ۱۲۷۸ در تهران متولد شد.بودن پیانو در منزلشان و آشنایی مادرش فخرالسادات با آن، وی را به سوی این ساز کشید.

او برای تعلیم موسیقی به حسن خان هنگ آفرین معروف به حسین خان "ر" سپرده شد.در ده سالگی هنگام کنسرت عده‌ای از هنرمندان در سالن سینما فارووس، آواز عارف قزوینیرا با پیانو همراهی کرد.مرتضی به زودی سرآمد نوازندگان پیانو در زمان خود شد


اهمیت کار محجوبی، در این است که با سازی کاملا اروپایی، موسیقی ایرانی را به خوبی می‌نواخت.این نحوه ی نوازدگی خاص خود او بود، و دقیقا تاثیر یک ساز صدرصد اصیل و سنتی را در شنونده باقی می‌گذارد.بدین ترتیب محجوبی یکی از پایه گذاران موسیقی ملی ما به حساب می‌آید. وی علاوه بر نوازندگی، چندین تصنیف و پیش درآمد و رنگ تصنیف کرده‌است.تصنیفهایش پلی است میان تصنیفهای عارف قزوینی وعلی اکبر شیدا و تصنیفهای زمانه اش، در کارش آثار قدما را مد نظر داشت ولی اثر خود را به صورتی جامع تر ارائه می‌داد.در این زمینه کافی است به تصنیف معروف او " من از روز ازل دیوانه بودم" که با صدای غلامحسین بنان خوانده شده اشاره شود. لازم به ذکر است که مصرع اول شعر "من از روز ازل دیوانه بودم" را خود مرتضی خان محجوبی سروده و باقی شعر از رهی معیری می‌باشد.

مرتضی محجوبی نت نمی‌دانست، ولی برای خود نتی اختراع کرده بود که بی شباهت به خط سیاق نبود (خط سیاق علاماتی است در قدیم برای ثبت کردن وزن اجناس یا ارقام پول با کار می‌بردند) پرویز یاحقی هنرمند گرامی به شاپور بهروزی در اینباره گفت: "آهنگی در دستگاه شور ساخته بودم، به نام "ای امید دل من کجایی" که از گلهای رنگارنگ ۱۷۲ پخش شد.هنگامی که به همه ی اعضای ارکستر نت این تصنیف را برای اجرا دادم مرتضی محجوبی از من خواست، آهنگ تصنیف را با ویلون بنوازم و او آنرا با علایم ویژه ی خود پشت قوطی سیگار همای خود نوشت و عجب این بود که این آهنگ را همان مرتبه اول از همه ی اعضا ارکستر بهتر و درست تر نواخت.

سبک نوازندگی 

او را در نوازندگی پیانو، می توان یک نابغه دانست چراکه کوک کردن پیانو مدت زمانی وقت می‌گیرد ولی مرتضی خان به هر پیانویی در هر محفلی می‌رسید در یک چشم بهم زدن آن را کوک می‌کرد و آنگاه شروع به نواختن می‌کرد. نوازندگیش به قدری شیرین و دلچسب بود که حدی بر آن متصور نیست. وی از جمله نخستین نوازندگانی بود که به دعوت کمیسیون موسیقی رادیو در هنگام افتتاح رادیو به جمع نوازندگان پیوست و به سرپرستی دسته ی دوم ارکستر رادیو منصوب شد.مرتضی خان سالها تکنواز پیانو در برنامه گلها بود و پیانوی مرتضی رونق و رنگ و بوی دیگری به موسیقی گلها می‌داد.

پیانوی مرتضی محجوبی همراه با آواز بنان از نمونه‌های عالی موسیقی آوازی ایران است، زیرا صدای غلامحسین بنان دارای حالت و کیفیتی خاص بود که پیانوی مرتضی خان نیز همان حال و هوا را داشت به ویژه اگر اشعار آواز هم از رهی معیری می‌بود.

فریدون مشیری شعری در این باره سروده است :

یاد باد آن همدلی، آن همدمی، آن همرهی

ســـاز محــجـوبی و آواز بنـــان، شـعر رهی

تکنوازی پیانو استاد مرتضی محجوبی در دستگاه همایون

دانلود

بهترین نوازنده 

غلامحسین بنان از وی به نام "مرتضی پیانو" یاد می‌کند و در پاسخ گزارشگر، مرتضی محجوبی را بهترین نوازنده موسیقی ایران می‌نامد. 

روح الله خالقی در این زمینه می گوید: وی نوازنده ی منحصر به فردی است که آواز ها و نغمات ایرانی را به روش مطلوب و با شیوه ی دلپسند در روی پیانو می زند.وقتی نوای سازش از بلند گوی رادیو شنیده می شود، بی اختیار همه ی شیفتگان موسیقی ایرانی را مجذوب می کند.

تکنوازی پیانو استاد مرتضی محجوبی در بیات ترک

دانلود

 

آثار 

مرتضی محجوبی بیست تصنیف برای گلها ساخته‌است که آنها را می توان از بهترین و زیباترین و دلکش ترین تصنیفهای خالص ایرانی دانست .شعر بیشتر ترانه‌های مرتضی محجوبی را رهی معیری سروده‌است.


برخی از آثار مرتضی محجوبی:


۱.ترانه‌ای به نام اشک و آه در آواز ابوعطا با شعر رهی معیری ،"دارم غم جانکاهی، شبهای سیاهی دور از رخ ماهی"، با صدای بنان.

۲.ترانه‌ای به نام کاروان در آواز دشتی با شعر رهی معیری،"همه شب نالم چون نی که غمی دارم"، با صدای بنان.

۳.ترانه‌ای به نام از روز ازل در دستگاه سه گاه با شعر رهی معیری،"من از روز ازل دیوانه بودم"، با صدای بنان.

۴.ترانه‌ای به نام نوای نی در آواز دشتی با شعر رهی معیری، "چنانم بانگ نی، آتش بر جان زد"، با صدای بنان.

۵.ترانه‌ای به نام بزم گدا در آواز افشاری با شعر اسماعیل نواب صفا،" دیشب که تو در خانه ی ما آمده بودی"، با صدای بنان.

۶.ترانه‌ای به نام من بیدل ساقی در دستگاه سه گاه با شعر رهی معیری،"من بیدل ساقی به نگاهی مستم"، با صدای بنان.

۷.ترانه‌ای به نام امشب در آواز افشاری با شعر موید ثابتی،"جانا نداری خبر از حال ما امشب"، با صدای بنان.

۸.ترانه‌ای به نام چه شبها در آواز دشتی با شعر اسماعیل نواب صفا،"چه شبها، چه شبها که از هجرت نخفتم"، با صدای بنان.

۹.ترانه‌ای به نام هجران در دستگاه سه گاه با شعر اسماعیل نواب صفا،"گفتم با تو شبی را به سر آرم نشد"، با صدای بنان.

درگذشت 

‌‌‌‌‌‌

آرامگاه وی در گورستان ظهیرالدوله، که به دلیل بی‌توجهی رو به‌ تخریب است.

مرتضی خان محجوبی اول فروردین ماه ۱۳۴۴ در سن ۶۵ سالگی در گذشت.پیکر وی در مقبره یظهیر الدوله به خاک سپرده شد. وی وصیت کرده بود که پس از مرگش مرد حنجره طلایی اکبر گلپایگانی بر مزارش آواز بخواند که او هم این کار را انجام داد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همیشه شاد و همیشه خوش باشید

نوشته شده توسط محمد رفیعی در ساعت 11:38 | لینک  |